X
تبلیغات
محسن تموم زندگیه منی

محسن تموم زندگیه منی

محسن می خوام بدونی که دوست دارم

محسن جونم

محسنم چی شد وای پول تلفن محسن سر به فلک کشیده ای جونم چه کیفی میده اذیتش میکنم باورت نمیشه محسن عاشق اینم که اذیتت کنم نه آزار بدما همین شوخیایی که میکنم حرص می خوری وای محسن گفته از اسم سارا خوشم میاد کشتمش دیگه سارا کیه سارا کی بوده هنوزم میگم محسن خان زود بگو ببینم سارا کیه باید این قضیه روشن بشههههههههههههههههههههههه سارا کیه هاااااااااااااااااااااااااان یعنی یکی دیگه رو دوس داشتی ای جانم همین الان یه اس اومد ازت نوشتی (سنی دلی گیبی سویوروم شیرین جانو یئیم گادان آلیم اورئیمسن )دلم به رحم اومد خوب نیخواد بگی سارا کی بوده یادم نمیرها بعداااااااااااااااااااااا حسابتو میرسم وقتی از پادگان میای آرامش میگیرم حتی با اینکه نمی تونی بیای پیشم خیالم راحته که همیشه میتونم بهت اس بدم زنگ بزنم دوست دارم به قول خودت به تموم زبانهای دنیا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 12:15 توسط فاطمه و محسن |


دوستت دارم

اگر كلمه دوستت دارم قیام علیه بند های من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پایان دهنده جدایی هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كلید زندان من و توست ، پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 10:1 توسط فاطمه و محسن |


سلام عزیزم

سلام محسنم قربونت برم نگرانم قرار بود صبح ساعت 7 از پادگان بیای چی شد پس دلم شور میزنه نگرانم یه زنگ بزن خبر بده قربونت برم دلم واست تنگ شده دوست دارم صداتو بشنوم آرامشم خوب به فکر منم باش یکم دارم دیوونه میشم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 8:19 توسط فاطمه و محسن |


خدایا عاشقتمممممم

بنده ای خدا را گفت:

اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟

خدا گفت:

شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 17:48 توسط فاطمه و محسن |


آرامشمی گل پسر

محسنم عزیز دلم نمیدونی چقدر آرومم چه حس قشنگی دارم همین الان باهات حرف زدم احساس میکنم که هیچ غصه ای ندارم هیچ نگرانی ندارم تمام وجودم شده محسن ببخشید که اذیتت کردم محسن جونم به خودت برس توی پادگان لعنتی لاغر نشی قربونت برم همین که روزی یکی دوبار صداتو میشنوم آرومم همین که صدای نفساتو میشنوم همین که صدای دوست دارم گفتنتو بشنوم تحمل این دوری واسم راحتتر میشه قربونت برم بخدا خیلی سخته خیلییییییییییییییییییییییییییی

دلم داره پر میزنه واسه دیدنت واسه حس کردنت محسنم دوست دارم آرامشم عاشقتم خیلی دوست دارم اگه همین صفحه وبم نبود حرفامو بزنم نمیدونستم باید  چطور با این همه دلتنگی کنار بیام سما هم نیست انگار حالش خوب نیست نگران اونم هستم امیدوارم اتفاقی پیش نیومده باشه  محسنم بالاخره شماره پادگانو بهم دادی دیگه هر وقت بخوام زنگ میزنم البته تعجب کردم دادی آخه میگفتی کسی دیگه دوست ندارم گوشیو بگیره باهات حرف بزنه ولی بالاخره دادی خوبه دیگه خودم زنگ میزنم که کل پادگان دیوونه شن بهت بگن برو خونه خسته شدیم از تلفنات ای جونم یه ساعت دیگه دوباره زنگ میزنم شادم محسنم دوست دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 17:39 توسط فاطمه و محسن |


محسن جونم

آروم جونم عزیز دلم خیلی دوست دارم حرف زدن باهات آرامشی داره که نمی تونم بدونه این آرامش زندگی کنم قربونت برم دوست دارم همیشه شاد باش چون حتی یه لحظه ناراحتی صداتو نمی تونم تحمل کنم قربونت برم عزیز دلمی محسنم عاشقتم قربونت برم با دنیا عوضت نمیکنم نفس فاطمه عاشقتم قربونت برم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 11:59 توسط فاطمه و محسن |


فدات بشم

محسنم عاشقتم میدونی من عاشق این آهنگم فدات بشم محسنم تموم زندگیه منی قربونت برم مرسی که واسم می نویسی با این همه خستگی که داری ببخشید که دیشب باز ناراحتت کردم قربونت برم خوب چیکار کنم غیر از تو که کسیو ندارم بخوام واسش درد و دل کنم عشق من تو هم که با اون همه خستگیو گرفتاری باز باید منم تحمل کنی و با آرامشی که باهام حرف میزنی انگیزه میدی بهم واسه ادامه جنگ خدایا به کی بگم که می خوان به یکی شوهرم بدن که نمی خوامش خدایا به کی بگم من محسنو می خوام با تموم جونم محسنو میخوام خدایا میدونی که پاش وا می ایستم واسه محسن جونمو میدم خدایا به مصلحتت ایمان دارم به محبتت امید دارم هر چی بگی میگم چشم ولی تو هم بدون بندت کسی که با تموم وجود عاشقشی عاشق شده تو میتونی از من جدا شی که می خوای من از عشقم جدا شم میبینی نمیشه پس بغلمون کن خدایا منو محسنو بغل کن که نه از تو جدا شیم نه از هم دیگه دوست دارم خدا جونم با تموم وجود با تموم جون و دل می پرستمت بهت امید دارم میدونم که کسی که بهت امید داشته باشه نا امیدش نمیکنی عاشقتم خدا هوامونو داشته باش محسن به اندازه کافی مشکلات داره که منم بهش اضافه بشم داغون میشه وقتی من ناراحتم به اونم فشار میاد تحمل مشکلات سخت میشه براش خدایا هواشو داشته باش کمکش کن دوست دارم محسنم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 8:30 توسط فاطمه و محسن |


تو با منی

تقدیم به آروم جونم

تو با منی هر جا برم مهر تو بند جونمه

عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم

نگاه دریایی تو آبی روی آتیشم

واست دلم واست تنم واست تموم زندگیم

از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم

نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه

هم نفس قسمت من دوست دارم یه عالمه

قشنگترین خاطره هام با تو از تو گفتنه

آرامش وجود من صدایه تو شنفتنه

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 20:3 توسط فاطمه و محسن |


دردو دل

وای محسنم امروز خیلی خوب بود خیلی دردو دل کردیم باهام کلی گریه کردیم باهم ولی آرامش حرفامون خیلی قشنگ بود حرفایی که بهم گفتی حرفایی که تو دلم بودو بهت گفتم آروم شدم قربونت برم

فدات بشم که همش سعی میکنی عشقتو ثابت کنی باورت دارم قربونت برم با تموم جونم باورت دارم میدونم بدونه من نمی تونی زندگی کنی (شوخی میکنم) ولی من واقعا بدونه تو نمی تونم زندگی کنم خیلی دوست دارم نفسم عاشقتم


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 18:50 توسط فاطمه و محسن |


معنای عشق

گفتي كه به احترام دل باران باش

باران شدم و به روي گل باريدم

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را

از عشق زیاد، گونه اش بوسیدم

گفتي كه ستاره شو،دلي روشن كن

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش بر

ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو

دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش

مجنون شدم و زدوريت ناليدم

گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز

گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم

گفتي كه بيا و از وفايت بگذر

از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست

معناي لطيف عشق را فهميدم

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 18:29 توسط فاطمه و محسن |


محسنم عاشقتم

محسن جونم عزیز دلم نمی خوام عذر خواهی کنی بهت گفتم به خاطر اشتباهی که نکردی عذر خواهی لازم نیست (حالا اشتباه کرده باشی حالتو میگیرم فرق داره )قربونت برم میدونم پادگانه نمیشه کاریش کرد عزیز دلم همین که بدونم به یادمی توی اون وضع آشفته واسم یه دنیا ارزش داره بیشتر از یه دنیا وقتی هر روز صبح قبل از اینکه بری پادگان باهات حرف میزنم انرژی میگیرم واسه زندگی کردن تا برگشتنت از پادگان لعنتی عزیز دلم دو تا دوست خوب پیدا کردیم (سما و بهزاد ) خیلی با محبتن خیلی هیچ وقت تنهام نمیذارن هر وقت میام واسم نوشتن خیلی دوسشون دارم محسنم نظرتو گذاشتم رو صفحه که هر بار میام چشمش بهش بی افته زندگی منم بدونه تو سرابه همه زندگیه من دیوونه وار دوست دارم میدونی چیه ساعت 4 صبح بیدار شدن قشنگه این که وقتی پیامی که دادی باز میکنم با یه عالمه جمله قشنگ بیدارم میکنی از خواب اون حرفا و جملاتو با هیچ خوابی توی اون ساعت عوض نمیکنم باور کن پس اینقدر نگو ببخشید اون موقع بیدارت میکنم دوست دارم عشقم دوست دارم نفسم دوست دارم تموم زندگیه من

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:27 توسط فاطمه و محسن |


چاکرخوات

قربونت برم عزیزکم ببخشید که نمی تونستم بنویسم خودت که در جریانی خدمت و پادگان و خستگی و البته بگما همه اینها بهانه ای بیش نیست خانومی
ممنون سما خانوم که به وبلاگمون سر میزنی پادگان ما خیلی پیشرفتس تازه قراره مجهزتر بشه
فاطمه جان دلبرم آروم جونم بدون تو زندگی واسم سرابه بابت اینکه نتونستم بیام تو این وبلاگ عاشقی مطلبی بنویسم معذرت می خوام
دوست دارم زیاد الهی که خوشت بیاد


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:21 توسط فاطمه و محسن |


فدات بشم

محسنم عزیزم مرسی که اومدی واسم نوشتی عاشقتم قربونت برم وقتی فکر میکنم که چقدر دوسم داری وقتی بهم میگی احساس میکنم خوشبخت ترین دختر دنیام که تو رو دارم دوست داااااااااااارم قربونت برم

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ساعت 17:27 توسط فاطمه و محسن |


تو در قلب من هستی

تقدیم به آروم جونم

Every night in my dreams, I see you, I feel you

هر شب در رویاهام، تو را می بینم، تو را احساس می کنم

And you're here in my heart

و تو در قلب من هستی

Near, Far, Wherever you are

نزدیک، دور، هر جایی که هستی

You're here, There's nothing I fear

تو اینجا هستی و من هیچ ترسی ندارم

Will stay forever this way

ما برای همیشه با هم خواهیم بود

You are safe in my heart

تو در قلب من در پناه خواهی بود

And my heart will go on

و قلب من برای تو خواهد تپید

And on

و خواهد تپید ...



محسن

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:42 توسط فاطمه و محسن |


آرامش

تقدیم به آروم جونم

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست

می دونم که توی قلبت بجز من جایه هیشکی نیست

چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم

یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم

تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی

خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی

تو با لبخند شیرینت بهم عشق و نشون دادی

تو رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی

از بس تو خوبی، می خوام باشی تو کل رویاهام

تا جون بگیره با تو، باشی امید فرداهام

چشات آرامشی داره که پابند نگات میشم

ببین تو بازیه چشمات دوباره کیش و مات میشم

بمون و زندگیمو با نگاهت آسمونی کن

بمون و عاشق من باش بمون و مهربونی کن



محسن                                                   


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ساعت 11:50 توسط فاطمه و محسن |


خدایا هواشو داشته باش

محسنم تموم دیروزو پیشم بودی ولی باز حس میکنم انگار چند سال ندیدمت دلم واست خیلی تنگ شده قربونت برم می دونم خیلی سختته توی پادگان ولی راه دیگه ای نیست باید تحمل کنیم میدونم شریطتت خیلی سخته منم که فقط اذیتت میکنم بیشتر واست سخت میشه ببخشید خیلی دوست دارم می بوسمت عزیزم با تموم جون و دلم میبوسم با تو بودن تموم فکر وزندگیم  شده خیلی می خوامت گل پسر نمی دونم الان رفتی باز کی بهت مرخصی می دن که بیای پیشم نمیدونم چطور تحمل کنم این همه دوریو ولی به خاطر تو به خاطر عشقمون صبر میکنم فقط دعا کن اون اتفاق که نباید بیوفته نیوفته نمیدونم اگه این بار خواستگار بیاد برام با چه بهانه ای بگم نه دیگه مامان بابام کلافه شدن ولی صبر میکنم به خدا ایمان دارم با تمام وجود میدونم هنوز دوسمون داره تنها مون نمیذاره اگه تنهامون میذاشت الان اینقدر عاشق نبودیم عشق چیزیه که خدا به همه نمیده سهم دل هر کسی نمیشه کسی عاشق میشه که تحمل عذابشو سختیاشو داشته باشه پس میبینی که دوسمون داره که این همه محبت و گذاشته توی دلمون دوست دارم عزیز دلم

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:17 توسط فاطمه و محسن |


محسنم تو راهه

چرا وقت نمیگذره  محسنم تو راه داره میاد پیشم وای چقدر زمان دیر میگذره حالا بیاد برسه اینجا یهو میبینه وقت رفتنه و انگار ده دقیقه هم نیست که اینجاست ولی بسه حتی یه لحظه دیدن بسه محسن خان بی معرفت فقط بیاد اینجا اول حسابی به حسابش میرسم ........................... بعد خودم میشینم دلشو به دست میارم البته چون طاقت ندارم ازم ناراحت باشه منتظررررررررررررررررررم

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:23 توسط فاطمه و محسن |


بی قرار

بیقرار توامو در دل تنگم گله هاست

آه بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز میپرسمت از مسئله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 17:7 توسط فاطمه و محسن |


آهای تو که عشق منی

آهای تو که عشق منی به فکر من باش یه کمی

به فکر من که عاشقم ولی تو بی خیالمی

به فکر من که بعد تو خسته و بی طاقت شدم

آهای به فکرتم هنوز به فکر من باش یه کمی

آهای تموم زندگیم بی تو تمومه زندگیم

آهای تموم زندگیم رو به غروبــه زندگیم

آهای تموم دلخوشیم داری تو غصه می کشیم

آهای تموم زندگیم بی تو تمومه زندگیم

آهای تموم زندگیم رو به غروبه زندگیم

آهای تموم دلخوشیم داری تــو غصه می کشیم

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:32 توسط فاطمه و محسن |


بی انصاف

دارم از دوریت دیوونه میشم ولی تو حتی واسم یه خط نمی نویسی که بدونم نوشته هام واست مهمه می دونم خسته ای فضای پادگان حالتو می گیره میدونم سختته پای نت نشستن ولی فک نمیکنم یه نظر گذاشتن یه سر زدن به دل نوشته هام اینقدر سخت باشه اگه نظر نذاری انگیزه نوشتنم کم میشه من می نویسم که تو بخونی نه اینکه همه بیان نظر بذارن غیر تو عزیزم دوست دارم محسنم می دونی که تموم جونم عاشقت تنهام نذار که دیوونه میشم .بخدا فک میکنم دوسم نداریا قهر میکنما باشه لابد دیگه مهم نیستم واست دیگه ............................................................................................................

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:26 توسط فاطمه و محسن |


چقدر دلم برات تنگ شده

چقدر دلم برایت تنگ شده
آنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد
عزیز من ، قلب من
ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد
تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی
ای کاش می شد فقط یک بار
فریاد بزنم
دوستت دارم
و تو صدایم را می شنیدی
نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟
ای کاش به جای عکس زیبایت
وجود نازنینت پیش رویم بود
و حرف های نا گفته ام را می شنیدی
به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی
حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت
چشمانم بی اختیار می بارد
ای امید آخرینم
بدان که هر روز ، هر ساعت و هر لحظه
به در گاه آفریدگار تو دعا می کنم
تا فقط یک بار بتوانم
چشمانم را زندانی نگاهت کنم

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:23 توسط فاطمه و محسن |


کاش بودی

 نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... 

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...  

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... 

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم   

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:20 توسط فاطمه و محسن |


چی بگم بهت هان

محسنم فدات شم اول بگم قهرم باهات قرار بود بیای بنویسی سر بزنی حداقل یه نظر می ذاشتی خیلی بی معرفتی قهررررررررررررررررم.

خوب وای چی بگم از پبج شنبه چه جوری بگم هان خیلی خوش گذشت بهترین روز زندگیم بود تا به امروز با تو دوتایی توی جنگل زمان اصلا معنی نداره وقتی با همیم وقتی چشاتو میبینم دیگه خودمو نمی بینم عاشق چشاتم محسنم هنوز مثل قبل دوسم داری ؟حس بدی پیدا کردم فک میکنم مثل قبل دوسم نداری یا خیلی خسته ای از پادگان نمی دونم خودت که میگی عشقت ده برابر شده میدونم شک ندارم ولی دوست دارم حس کنم خیلی دوست دارم دلگرمیه من تکیه گاهمی دوست دارم قربونت برم

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:26 توسط فاطمه و محسن |